کشتی غولپیکر صیادی، تور خود را که به اندازهی یک زمین فوتبال وسعت دارد، از دل آبهای فیروزهای اقیانوس آرام بیرون میکشد. در میان تپش نقرهای هزاران تُن ماهی، لکههای سرخ و پیکرهای بیجان دیگری نیز به چشم میخورد: یک دلفین جوان، چند لاکپشت دریایی کمیاب، و بالهای درهمشکستهی یک آلباتروس که دیگر هرگز در آسمان اوج نخواهد گرفت. اینها قربانیان خاموش صنعتی هستند که برای تغذیهی بشریت، اقیانوس را به سکوت وامیدارد.
چکیدهی نکات کلیدی
- ⚠️ صید ضمنی (Bycatch): سالانه دهها میلیون تُن از موجودات دریایی غیرهدف، از جمله دلفینها، نهنگها، لاکپشتها و کوسهها، در تورهای ماهیگیری گرفتار شده و میمیرند. این کشتار جانبی، یکی از بزرگترین تهدیدها برای تنوع زیستی اقیانوسهاست.
- ???? فروپاشی اکوسیستم: حذف گستردهی گونههای شکارچی و طعمه از زنجیرهی غذایی، تعادل زیستبومهای دریایی را برهم میزند و منجر به «آبشارهای تغذیهای» (trophic cascades) میشود که میتواند کل ساختار حیات در اقیانوس را دگرگون کند.
- ???? تهدید پرندگان دریایی: صیادی با روش «رشتهقلاب طویل» (Longline fishing)، سالانه صدها هزار پرندهی دریایی مانند آلباتروسها و پترلها را که برای ربودن طعمه به قلابها نزدیک میشوند، به کام مرگ میکشاند.
- ⚖️ نظارت ناکافی: با وجود برخی فناوریها برای کاهش صید ضمنی، نبود مقررات جهانی الزامآور، اجرای ضعیف قوانین و وسعت عظیم اقیانوسها، نظارت و کنترل این صنعت ویرانگر را تقریباً غیرممکن کرده است.

پردهبرداری از یک کشتار پنهان
وقتی صحبت از ماهیگیری صنعتی میشود، ذهنها اغلب به سمت تصاویر کشتیهای بزرگ و ذخایر رو به کاهش ماهیهای خوراکی مانند تُن، سالمون یا کاد معطوف میشود. ما نگران خالی شدن سفرههایمان هستیم، اما یک تراژدی بزرگتر و پنهانتر در زیر سطح آب در حال وقوع است: بحران «صید ضمنی». صید ضمنی به تمام موجوداتی اطلاق میشود که بهطور ناخواسته در تورها و قلابهای ماهیگیری گرفتار میشوند اما هدف اصلی صیادان نیستند. این «محصول جانبی» ناخواسته، شامل طیف وسیعی از حیاتوحش دریایی است: از دلفینهای بازیگوش و نهنگهای باشکوه گرفته تا لاکپشتهای دریایی باستانی، کوسههای حیاتی برای اکوسیستم، و هزاران گونه ماهی و بیمهرهی دیگر که به سادگی به عنوان «ضایعات» به دریا بازگردانده میشوند؛ البته اغلب پس از آنکه مرده یا در حال مرگ هستند.
بر اساس گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، گرچه تخمینها متفاوت است، اما میزان صید ضمنی سالانه به دهها میلیون تُن میرسد. صندوق جهانی طبیعت (WWF) این رقم را حدود ۳۸ میلیون تُن در سال تخمین میزند که معادل ۴۰٪ از کل صید جهانی است. این آمار به معنای آن است که برای هر دو کیلوگرم ماهی که به دست مصرفکننده میرسد، تقریباً یک کیلوگرم موجود دریایی دیگر بهطور ناخواسته کشته و دور ریخته شده است. این ارقام هولناک، تنها بخشی از داستان هستند، زیرا تأثیرات این کشتار خاموش، مانند موجهای یک سنگ که در آب انداخته میشود، در سراسر اکوسیستم اقیانوس پخش میشود و ساختار حیات را که میلیونها سال برای تکامل آن زمان صرف شده است، تهدید میکند.
اخیراً، گزارشی جامع از سوی «ائتلاف حفاظت از اقیانوس» (یک نهاد فرضی برای این مقاله) تحت عنوان «گزارش یکپارچگی اقیانوس ۲۰۲۶» منتشر شده که زنگهای خطر را با صدایی بلندتر از همیشه به صدا درآورده است. این گزارش با تحلیل دادههای ماهوارهای، مشاهدات میدانی و مدلسازیهای کامپیوتری در یک دههی گذشته، نشان میدهد که جمعیت بسیاری از گونههای پستانداران و پرندگان دریایی که به فعالیتهای صیادی وابستهاند، کاهشی بین ۲۰ تا ۴۰ درصدی را تجربه کردهاند. این گزارش تأکید میکند که دیگر نمیتوان صید ضمنی را یک «حادثه» تلقی کرد؛ بلکه آن را باید یک ویژگی سیستماتیک و ویرانگر صیادی صنعتی مدرن دانست.
وقتی زنجیرهی حیات از هم میگسلد
اقیانوس یک شبکهی پیچیده و درهمتنیده از حیات است که در آن هر گونه نقشی حیاتی ایفا میکند. حذف گستردهی موجودات از این شبکه، چه گونههای هدف و چه صید ضمنی، میتواند منجر به پدیدهای شود که دانشمندان آن را «آبشار تغذیهای» (Trophic Cascade) مینامند. این پدیده زمانی رخ میدهد که کاهش جمعیت یک شکارچی در رأس هرم غذایی، باعث افزایش انفجاری جمعیت طعمههای آن و در نتیجه، کاهش شدید جمعیت موجوداتی میشود که آن طعمهها از آنها تغذیه میکنند. این اثر دومینویی میتواند کل اکوسیستم را بیثبات کند.
برای مثال، کوسهها را در نظر بگیرید. سالانه میلیونها کوسه به عنوان صید ضمنی در تورهای ماهیگیری گرفتار میشوند یا بالههایشان برای تهیهی سوپ بالهی کوسه بریده شده و بدنشان به دریا انداخته میشود. کوسهها به عنوان شکارچیان رأس هرم، نقش پلیس اکوسیستم را ایفا میکنند و با شکار افراد بیمار و ضعیف، سلامت جمعیت گونههای دیگر را حفظ میکنند. حذف آنها از یک زیستبوم مرجانی میتواند منجر به افزایش جمعیت ماهیهای گیاهخوار بزرگ شود. این ماهیها نیز به نوبهی خود، آنقدر جلبکها را مصرف میکنند که صخرههای مرجانی را «لخت» کرده و پناهگاه صدها گونهی دیگر را از بین میبرند. نتیجهی نهایی، یک صخرهی مرجانی مرده و بیروح است؛ همه به خاطر ناپدید شدن یک شکارچی کلیدی.
این تأثیرات فقط به شکارچیان محدود نمیشود. ماهیگیری ترال کف (Bottom trawling)، که در آن تورهای سنگین و وزندار بر بستر دریا کشیده میشوند، نهتنها هر موجودی را در مسیر خود جارو میکند، بلکه خود زیستگاه فیزیکی را نیز نابود میسازد. جنگلهای کلپ، علفزارهای دریایی و صخرههای مرجانی که قرنها برای شکلگیریشان زمان لازم بوده، در عرض چند ساعت شخم زده و به بیابانهای بیحاصل تبدیل میشوند. این زیستگاهها، محل تخمریزی و پرورش نوزادان هزاران گونهی دریایی هستند. نابودی آنها به معنای قطع چرخهی حیات از ریشه است و اطمینان میدهد که نسلهای آیندهی بسیاری از گونهها، حتی فرصت زاده شدن را نیز نخواهند داشت.

مطالعهی موردی: مرغان دریایی و قاتل نامرئی
آلباتروسها، با بالهایی که طولشان به بیش از سه متر میرسد، نماد استقامت و زیبایی اقیانوسهای جنوبی هستند. آنها میتوانند ماهها بدون آنکه به خشکی بازگردند، بر فراز امواج پرواز کنند. اما این پرندگان باشکوه، در برابر یکی از روشهای رایج ماهیگیری صنعتی، یعنی «رشتهقلاب طویل» (Longline fishing)، بسیار آسیبپذیرند. در این روش، یک کشتی، خطی به طول دهها کیلومتر را در آب رها میکند که هزاران قلاب طعمهدار به آن متصل است. این قلابها برای شکار ماهی تُن یا شمشیرماهی طراحی شدهاند، اما برای پرندگان گرسنهای که از بالا به دنبال غذا میگردند، مانند یک ضیافت مرگبار به نظر میرسند.
پرندگانی مانند آلباتروسها و پترلها، به محض دیدن طعمهها به سمت آنها شیرجه میروند، اما قبل از آنکه خط به عمق آب برود، به قلاب گیر کرده و زیر آب کشیده میشوند و غرق میگردند. طبق برآوردهای سازمان BirdLife International، سالانه بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ پرندهی دریایی به این روش کشته میشوند. از ۲۲ گونهی آلباتروس در جهان، ۱۵ گونه در معرض تهدید انقراض قرار دارند و صید ضمنی، اصلیترین عامل این تهدید است.
«حتی اگر هرگز فرصت دیدن یا لمس کردن اقیانوس را نداشته باشید، اقیانوس با هر نفسی که میکشید، هر قطره آبی که مینوشید و هر لقمهای که میخورید، شما را لمس میکند. هر کس، در هر کجا، به طور جداییناپذیری به وجود دریا متصل و کاملاً به آن وابسته است.» — دکتر سیلویا اِرل، اقیانوسشناس و کاوشگر نشنال جئوگرافیک
این مرگومیر گسترده، تنها یک تراژدی برای خود پرندگان نیست، بلکه برای سلامت جزایری که آنها در آنجا زادآوری میکنند نیز فاجعهبار است. فضولات غنی از نیتروژن این پرندگان (گوانو)، خاک فقیر این جزایر را بارور کرده و به رشد گیاهان کمک میکند. این گیاهان نیز به نوبهی خود، از فرسایش خاک جلوگیری کرده و زیستگاه حشرات و جانوران کوچکتر را فراهم میکنند. با کاهش جمعیت پرندگان دریایی، این چرخهی حیاتی مواد مغذی از اقیانوس به خشکی، مختل شده و کل اکوسیستم جزیره رو به زوال میرود.
| روش صیادی | گونههای اصلی صید ضمنی | میزان تخمینی تأثیر جهانی |
|---|---|---|
| تورهای ترال (Trawling) | دلفینها، لاکپشتها، ماهیان جوان | بالاترین حجم صید ضمنی و تخریب زیستگاه |
| رشتهقلاب طویل (Longlining) | پرندگان دریایی، کوسهها، لاکپشتها | عامل اصلی مرگومیر پرندگان دریایی |
| تورهای گوشگیر (Gillnetting) | گرازماهیها، دلفینها، فکها | اغلب نامرئی و رهاشده (تورهای شبح) |
| تورهای پِرسین (Purse Seining) | دلفینها (در گذشته)، کوسهها، سفرهماهیها | روش هدفگیری دستههای ماهی تُن |
| ماهیهای دیگر | 27000000 تعداد / تُن | |
|---|---|---|
| بیمهرگان (خرچنگ، ستاره دریایی) | 11000000 تعداد / تُن | |
| دلفین و نهنگ | 300000 تعداد / تُن | |
| پرندگان دریایی | 320000 تعداد / تُن | |
| لاکپشتهای دریایی | 250000 تعداد / تُن | |
| کوسه و سفرهماهی | 5000000 تعداد / تُن |
پستانداران دریایی: قربانیان هوشمند یک صنعت کور
پستانداران دریایی، از جمله دلفینها، گرازماهیها و نهنگهای کوچک، به دلیل هوش بالا و طبیعت اجتماعیشان، موجوداتی کاریزماتیک و محبوب به شمار میروند. اما همین هوش و کنجکاوی، آنها را در برابر تورهای ماهیگیری آسیبپذیرتر میکند. این حیوانات که برای تنفس به سطح آب وابستهاند، پس از گرفتار شدن در تور، به وحشت افتاده و تقلا میکنند، اما در نهایت دچار خفگی میشوند. صحنهی یک دلفین مادر که در کنار نوزاد گرفتار خود باقی میماند تا هر دو با هم بمیرند، یکی از دلخراشترین واقعیتهای پنهان در صنعت غذاهای دریایی است.
تورهای گوشگیر (Gillnets)، دیوارهای توری نامرئی و معلقی هستند که گاهی کیلومترها طول دارند و برای گونههای خاصی از ماهیها طراحی شدهاند. اما این تورها بدون تبعیض عمل میکنند و هر موجودی را که اندازهاش مناسب باشد، به دام میاندازند. گرازماهی «واکیتا» (Vaquita) در خلیج کالیفرنیا، نمونهی بارز این فاجعه است. این کوچکترین گرازماهی جهان، به عنوان صید ضمنی در تورهای گوشگیری که برای صید یک ماهی دیگر به نام توتوآبا (که کیسهی شنای آن در طب سنتی چین ارزشمند است) پهن میشوند، گرفتار میگردد. امروزه، با باقیماندن کمتر از ۱۰ عدد واکیتا، این گونه در آستانهی انقراض کامل قرار دارد و به نمادی از شکست جهانی در مدیریت شیلات تبدیل شده است.

تلاشهایی برای کاهش صید ضمنی پستانداران دریایی صورت گرفته است. برای مثال، در دههی ۱۹۸۰، تصاویر دلخراش از کشته شدن میلیونها دلفین در تورهای صید ماهی تُن، منجر به کمپینهای جهانی و ایجاد برچسب «ایمن برای دلفین» (Dolphin-Safe) شد. این برچسبها، اگرچه توانستند روشهای صیادی را تا حدی تغییر دهند و مرگومیر دلفینها را در برخی مناطق کاهش دهند، اما راهحلی کامل نبودند. این استانداردها اغلب بر گونههای خاصی از دلفینها تمرکز دارند و دیگر گونههای صید ضمنی مانند کوسهها و سفرهماهیها را نادیده میگیرند. علاوه بر این، تقلب و عدم نظارت کافی در آبهای بینالمللی، اثربخشی این برچسبها را زیر سؤال میبرد.
آیا فناوری و نوآوری میتواند اقیانوس را نجات دهد؟
در مواجهه با این بحران، دانشمندان و برخی از فعالان صنعت شیلات در حال توسعه و آزمایش ابزارهایی برای کاهش صید ضمنی هستند. این فناوریها که به «تکنیکهای کاهش صید ضمنی» (Bycatch Reduction Devices – BRDs) معروفند، شامل طیف وسیعی از نوآوریها میشوند.
- دستگاههای صوتی (Pingers): این دستگاههای کوچک به تورها متصل شده و سیگنالهای صوتی با فرکانس مشخص ارسال میکنند که برای دلفینها و گرازماهیها ناخوشایند است و آنها را از نزدیک شدن به تورها بازمیدارد. مطالعات نشان دادهاند که پینگرها میتوانند صید ضمنی آببازسانان (Cetaceans) را به میزان قابل توجهی کاهش دهند.
- خطوط توری (Tori Lines): برای محافظت از پرندگان دریایی، خطوطی با نوارهای رنگارنگ و درخشان از دکل کشتی در بالای رشتهقلابها آویزان میشود. حرکت این نوارها در باد، پرندگان را ترسانده و از شیرجه زدن آنها به سمت قلابهای مرگبار جلوگیری میکند.
- دریچههای فرار (Escape Hatches): در تورهای ترال، میتوان دریچهها یا شبکههایی با اندازهی خاص تعبیه کرد که به لاکپشتهای دریایی و ماهیان بزرگتر اجازه میدهد تا قبل از کشیده شدن تور به روی عرشه، از آن خارج شوند.
- قلابهای دایرهای (Circle Hooks): جایگزینی قلابهای J شکل سنتی با قلابهای دایرهای میتواند به میزان قابل توجهی احتمال به دام افتادن و آسیب دیدن لاکپشتهای دریایی را کاهش دهد، زیرا بلعیدن این نوع قلاب برای آنها دشوارتر است.
با این حال، این راهحلها نیز محدودیتهای خود را دارند. اثربخشی آنها به نوع گونه، منطقهی جغرافیایی و اجرای صحیح بستگی دارد. بسیاری از این فناوریها هزینهبر هستند و برای صیادان خردهپا در کشورهای در حال توسعه، تهیهی آنها دشوار است. مهمتر از همه، هیچکدام از این ابزارها نمیتوانند مشکل اصلی، یعنی فشار بیش از حد و مدیریتنشدهی صیادی بر اکوسیستمهای اقیانوسی را حل کنند.
| فناوری کاهش صید ضمنی | هدف اصلی | میزان اثربخشی (تخمینی) |
|---|---|---|
| پینگرهای صوتی (Acoustic Pingers) | دلفینها و گرازماهیها | کاهش ۷۰-۹۰ درصدی صید ضمنی |
| خطوط توری (Tori Lines) | پرندگان دریایی (آلباتروسها) | کاهش ۸۸-۱۰۰ درصدی مرگومیر |
| دریچههای فرار لاکپشت (TEDs) | لاکپشتهای دریایی | کاهش تا ۹۷ درصدی صید ضمنی |
| قلابهای دایرهای (Circle Hooks) | لاکپشتها و کوسهها | کاهش ۶۵-۹۰ درصدی به دام افتادن |
به روایت آمار
- حدود ۶۴۰٬۰۰۰ تُن: وزن تخمینی ادوات ماهیگیری رها شده، گمشده یا دور ریخته شده (معروف به «تورهای شبح») که سالانه وارد اقیانوسها میشود و به کشتار خاموش خود ادامه میدهد. (گزارش Greenpeace و FAO)
- بیش از ۳۰۰٬۰۰۰: تعداد تخمینی نهنگها، دلفینها و گرازماهیهایی که سالانه به عنوان صید ضمنی کشته میشوند. (WWF)
- ۲۵۰٬۰۰۰: تعداد تخمینی لاکپشتهای دریایی در معرض خطر انقراض که سالانه توسط کشتیهای ماهیگیری آمریکایی به دام میافتند. (Oceana)
- ۱۵ از ۲۲: تعداد گونههای آلباتروس که در حال حاضر به دلیل صید با رشتهقلاب در معرض خطر انقراض قرار دارند. (BirdLife International)
- ۴۰ درصد: سهم تقریبی صید ضمنی از کل صید جهانی، که بالغ بر دهها میلیون تُن در سال است. (WWF / FAO)
| آلباتروس سرگردان | -22 درصد کاهش | |
|---|---|---|
| دلفین اسپینر | -18 درصد کاهش | |
| کوسه آبی | -35 درصد کاهش | |
| لاکپشت پوزهعقابی | -25 درصد کاهش |
پرسشهای متداول
آیا مصرف ماهیهای پرورشی راهحل بهتری است؟
پرورش آبزیان (Aquaculture) نیز چالشهای زیستمحیطی و اخلاقی خاص خود را دارد. برای تغذیهی ماهیان گوشتخوار پرورشی مانند سالمون، مقادیر عظیمی از ماهیان ریزتر وحشی (مانند ساردین و آنچوی) صید میشود که خود پایهی زنجیرهی غذایی اقیانوس هستند. این امر فشار مضاعفی بر اکوسیستمهای طبیعی وارد میکند. علاوه بر این، مزارع پرورش ماهی میتوانند باعث آلودگی آب، شیوع بیماریها به جمعیتهای وحشی و فرار گونههای غیربومی شوند.
برچسبهای «ماهیگیری پایدار» چقدر قابل اعتماد هستند؟
برچسبهایی مانند MSC (Marine Stewardship Council) تلاش میکنند تا محصولاتی را که با روشهای مدیریتی بهتر صید شدهاند، مشخص کنند. این گواهینامهها میتوانند ابزار مفیدی برای مصرفکنندگان آگاه باشند، اما بینقص نیستند. برخی از منتقدان معتقدند که استانداردهای آنها به اندازهی کافی سختگیرانه نیست و گاهی به شیلاتهایی که هنوز مشکلات جدی صید ضمنی دارند، گواهی داده میشود. تحقیق دربارهی هر برچسب و شیلات خاص، امری ضروری است.
آیا صیادان مقصر اصلی این فاجعه هستند؟
انگشت اتهام را نباید تنها به سوی صیادان منفرد گرفت که بسیاری از آنها خود برای امرار معاش در سیستمی ناکارآمد تلاش میکنند. مشکل اصلی، یک سیستم جهانی است که توسط یارانههای دولتی عظیم (که به ناوگانهای صنعتی بزرگ اجازه میدهد تا فراتر از ظرفیت اقیانوسها صید کنند)، تقاضای سیریناپذیر مصرفکنندگان و عدم وجود حاکمیت و قوانین مؤثر در آبهای بینالمللی هدایت میشود. این یک بحران سیستماتیک است که نیازمند راهحلهای سیستماتیک است.
به عنوان یک فرد چه کاری میتوانم انجام دهم؟
کاهش یا حذف مصرف غذاهای دریایی، قدرتمندترین اقدامی است که یک فرد میتواند برای کاهش فشار بر اقیانوسها انجام دهد. هرچه تقاضا کمتر باشد، انگیزهی اقتصادی برای این صید ویرانگر نیز کمتر خواهد شد. حمایت از سازمانهای غیردولتی که برای اصلاح قوانین شیلات، ایجاد مناطق حفاظتشدهی دریایی و مبارزه با صید غیرقانونی تلاش میکنند، راه مؤثر دیگری است. همچنین، آموزش خود و دیگران دربارهی این بحران پنهان، گامی حیاتی برای ایجاد تغییر است.

گامی به سوی اقیانوسی زنده
بحران صید ضمنی و فروپاشی اکوسیستمهای دریایی، چالشی عظیم است که نیازمند پاسخی جهانی و فوری است. این تنها یک مسئلهی زیستمحیطی نیست، بلکه یک بحران اخلاقی عمیق است. ما در حال خالی کردن اقیانوسها از حیات هستیم، نه فقط از ماهیهایی که میخوریم، بلکه از تمام موجودات شگفتانگیز و بیگناهی که در این شبکهی پیچیدهی حیات نقش دارند. آیندهی اقیانوسها و سلامت کل سیاره، به توانایی ما در مهار این صنعت ویرانگر و بازنگری در رابطهمان با دنیای زیر آب بستگی دارد. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که به جای پرسیدن «چه ماهیای برای خوردن خوب است؟»، بپرسیم «چگونه میتوانیم به اقیانوس اجازهی بهبودی و شکوفایی دوباره بدهیم؟». شما میتوانید با حمایت از سازمانهایی مانند Oceana، Sea Shepherd و WWF که در خط مقدم این مبارزه قرار دارند و با انتخاب گزینههای غذایی گیاهی، بخشی از راهحل باشید.
Sources
- — Food and Agriculture Organization of the United Nations (FAO) (2024)


