مسائل
سیستم غذایی ما خراب است
و این به همه ما آسیب میرساند
میلیاردها حیوان و هزاران انسان پشت دیوارهای مزارع صنعتی و کشتارگاهها رنج میکشند. حیوانات پرورشی زندگی کوتاه خود را در اسارت و شرایطی بسیار نامناسب سپری میکنند و برای استفاده انسان مورد بهرهکشی قرار میگیرند ـ تضادی بزرگ با آزادیها و شادیهایی که در طبیعت تجربه میکنند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن است: سیستم غذایی ما از کار افتاده است. و بهشدت نیازمند اصلاح است.
صدای حیوانات باشیم
مسائل حیوانات: حقیقتی که باید بدانیم
حیوانات، تنها موجوداتی در گوشهای از جهان نیستند؛ آنها همسایگان ما، همراهان ما و شریکان ما در زمین هستند. هیچیک از این موجودات زیبا و حساس برای استفاده انسان ـ چه برای غذا، چه لباس، چه سرگرمی، چه آزمایش و چه هر هدف دیگری ـ آفریده نشدهاند. ارزش حیوانات به ظاهر، کارایی یا میزان توجهی که دریافت میکنند وابسته نیست؛ آنها فقط به این دلیل که «زندگی میکنند»، شایسته احترام و توجهاند.
حیوانات برای شنیده شدن، به شما نیاز دارند؛ هر یک از ما قدرت آن را دارد که حیوانی را از رنجی باورنکردنی نجات دهد؛ و شاید باور نکنید، اما این کار بسیار سادهتر از چیزی است که تصور میکنیم.
اگر آمادهاید در کنار میلیونها انسان دلسوز که برای ساختن جهانی مهربانتر و عادلانهتر برای حیوانات تلاش میکنند قدم بردارید، ادامه این مسیر برای شماست. در این بخش، خواهیم دید حیوانات چگونه در صنایع غذایی، پوشاک، آزمایشگاهها، سرگرمی و تجارت حیوانات خانگی رنج میکشند و چگونه میتوانیم جلوی این دردها بایستیم.
با هم میتوانیم تغییری واقعی بسازیم؛ تغییری که زندگی میلیونها موجود بیدفاع را دگرگون میکند. کافی است یک قدم کوچک برداریم.
آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؟
سالانه ۲۱۰ میلیارد زندگی، ۲۱۰ میلیارد قربانی… و ما هنوز از صلح حرف میزنیم، در حالی که خشونت در بشقابهای ما ریشه دوانده و ترسناکترین سلاح جهان، چنگال، در دست ماست.
چگونه میتوان خواهان این حجم از رنج و شکنجه بود و همزمان خود را دوستدار حیوانات دانست؟ یادمان باشد هدفی جز عشق، مهربانی و شفقت در جهان وجود ندارد. رسالت ما انسانها نگهبانی از زمین و ساکنان آن است، نه تسلیم شدن به ویرانی و ظلم. اگر این مسیر ادامه یابد، جهانی پر از درد و ظلم خواهیم ساخت، جایی که حتی امید به رهایی هم به فراموشی سپرده میشود.
منبع:
حیوانات در معرض استفادههای انسانی

حیواناتی که برای غذا استفاده میشوند
از سوءاستفاده گسترده صنعت گوشت از حیوانات و تخریبهای جدی محیطزیست گرفته تا فواید شگفتانگیز رژیم غذایی گیاهی برای سلامت و نقش آن در مقابله با گرسنگی جهانی، دلایل متعددی وجود دارد که روزبهروز افراد بیشتری گوشت را از سفره خود حذف میکنند و سبک زندگی سالم، انسانی و گیاهمحور را انتخاب میکنند.

حیواناتی که برای تولید پوشاک استفاده میشوند
هر سال میلیونها حیوان تنها به نام مد قربانی صنعت پوشاک میشوند. چه خز، چرم یا پشم باشد، هر ژاکت خزدار، کمربند چرمی و ژاکت پشمی حاوی رنج و عذابی بیپایان برای موجوداتی است که زندگیشان در خدمت مد و مصرف انسانها قرار گرفته است.

حیواناتی که برای آزمایش استفاده میشوند
میلیونها حیوان در آزمایشگاهها در قفسهای بی حاصل گرفتارند، در تنهایی و درد رنج میبرند و از آزمایشهای وحشتناک آینده میترسند. کمبود محیط غنی و استرس باعث بروز رفتارهای غیرطبیعی و عصبی در آنها میشود و در پایان، تقریباً همه آنها کشته خواهند شد.

حیواناتی که برای سرگرمی استفاده میشوند
حیوانات بازیگر، جاذبه دیدنی یا دلقک سیرک نیستند. با این حال، هزاران حیوان مجبورند تحت تهدید تنبیه بدنی حرکات غیرطبیعی و گیجکنندهای اجرا کنند؛ در سفرهای طولانی داخل واگنها یا تریلرهای تنگ و گرم منتقل شوند؛ در قفسها و محیطهای خالی، کسلکننده و آلوده نگهداری شوند؛ و از خانواده و همراهان خود جدا شوند ـ همه اینها به نام «سرگرمی» انسانها.

حیوانات همراه
در حالی که برخی سگها و گربهها خوششانسند و خانهای راحت، غذای مغذی و مراقبانی مهربان دارند، تعداد بیشماری از سگها و گربهها در دست انسانهای بیکفایت یا خشونتگر رنج میکشند، برای بقا در خیابانها دست و پنجه نرم میکنند یا در پناهگاههای حیوانات در انتظار یافتن خانهای امن هستند.
کشاورزی حیوانات، به روایت اعداد
پیش از پرداختن به آمار مرگومیر، باید به یاد داشت که حیوانات در مزارع صنعتی، در مسیر انتقال و در کشتارگاهها رنج عظیمی را تحمل میکنند. حدود ۹۹ درصد دامها در مزارع صنعتی پرورش مییابند، محیطهایی که سود را بر رفاه حیوانات ترجیح میدهد و قوانین اندکی برای محافظت از آنها وجود دارد. نتیجه، درد و رنج گسترده برای حیوانات است؛ و این رنج نکته مهمی است که باید هنگام بررسی اعداد پشت مرگ این حیوانات در نظر داشته باشیم.
روزانه چند حیوان برای غذا کشته میشوند؟
آمار کشتار حیوانات برای تولید غذا بهطور کلی قابل اندازهگیری است، اما بررسی تعداد ماهیها و آبزیان بسیار دشوارتر است. دلیل اول این است که سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) تعداد ماهیها را نمیشمارد و فقط وزن آنها را ثبت میکند. دلیل دوم این است که آمار این سازمان فقط شامل ماهیهای پرورشی است و ماهیهای صیدشده در طبیعت را پوشش نمیدهد.
این برآوردها واقعبینانهترین تصویری هستند که امروز میتوان از تعداد حیواناتی که هر روز برای مصرف غذایی کشته میشوند به دست آورد.
- مرغها: ۲۰۶ میلیون در روز
- ماهیهای پرورشی: بین ۲۱۱ تا ۳۳۹ میلیون
- ماهیهای صیدِ وحشی: بین ۳ تا ۶ میلیارد
- اردکها: ۹ میلیون
- خوکها: ۴ میلیون
- غازها: ۲ میلیون
- گوسفندها: ۱٫۷ میلیون
- خرگوشها: ۱٫۵ میلیون
- بوقلمونها: ۱٫۴ میلیون
- بُزها: ۱٫۴ میلیون
- گاوها: ۸۴۶ هزار
- کبوترها و دیگر پرندگان: ۱۳۴ هزار
- بوفالوها: ۷۷ هزار
- اسبها: ۱۳ هزار
- سایر حیوانات: ۱۳ هزار
منابع و مراجع علمی

حیواناتی که برای غذا استفاده میشوند
در مزارع و صنایع غذایی امروز، حیوانات برای غذا در قفسها و محیطهای تنگ و آلوده محبوس میشوند و از زندگی طبیعی خود محروماند. میلیاردها ماهی و سایر موجودات دریایی هر ساله قربانی صید صنعتی میشوند. این حیوانات هرگز خانواده، لانه یا آزادی طبیعی خود را تجربه نمیکنند و تا روزی که به کشتارگاه منتقل شوند، در رنج و محدودیت زندگی میکنند.
ادامه مطلب را بخوانید تا با جزئیات بیشتر آشنا شوید.
💡 برای مشاهده اطلاعات روی عناوین زیر کلیک کنید.
حیواناتی که برای گوشت کشته میشوند
صنعت گوشت بزرگترین عامل کشتار حیوانات در جهان و منبع اصلی خشونت سازمانیافته علیه حیوانات مزرعه است. تقریباً همهٔ این حیوانات زندگی کوتاه خود را در رنج دائمی و شرایط بسیار نامناسب میگذرانند. در همهٔ گونهها الگو یکسان است: مادهها بارها بهزور باردار میشوند، نوزادان از مادر جدا و در محیطهای آلوده و شلوغ نگهداری میشوند و در سن بسیار کم راهی کشتارگاه میگردند؛ جایی که بسیاری حتی بدون بیهوشی کامل و در حالی که هنوز هوشیارند کشته میشوند.
مرغ
مرغهای گوشتی یکی از حیوانات بهشدت مورد سوءاستفاده هستند. جوجههای تازه جوجهکشیشده به سالنهای بزرگ بدون پنجره با بیش از ۳۰ هزار پرنده منتقل میشوند و تمام عمر خود را میان فضولات خود میگذرانند. این مرغها برای رشد سریع تغذیه میشوند و بسیاری پس از چند هفته توانایی حرکت را از دست میدهند و تنها در ۴۲ روزگی به وزن کشتار میرسند. آنها با مشکلات شدیدی از جمله پاهای بدشکل، پوسیدگی پا، بیماریهای عفونی، استرس گرمایی، نارسایی قلبی و زخمهای پوستی مواجهاند و غالباً تحت روشهای دردناک مانند قطع بخشی از منقار با لیزر مادون قرمز قرار میگیرند.

گاوها
گاوهای گوشتی و گوسالهها در مزارع صنعتی در شرایطی غیرانسانی نگهداری میشوند؛ بسیاری تمام عمر خود را در فضاهای بسته و آلوده میگذرانند، بدون چرای آزاد یا امکان حرکت کافی، و با رژیم غذایی غیرطبیعی که باعث درد مداوم و بیماری میشود. نوزادان نر تازه متولدشده در صنعت لبنی در قفسهای تاریک و انفرادی حبس میشوند، از ارتباط با دیگر حیوانات محروماند و گاهی بهطور هدفمند کمآهن تغذیه میشوند تا ماهیچههایشان تحلیل رفته و گوشتشان روشن باقی بماند. بسیاری قبل از رسیدن به کشتارگاه آنقدر ضعیف میشوند که به سختی میتوانند راه بروند، در حالی که درد، استرس و تنهایی لحظهای از آنها جدا نمیشود.

گوسفندان
برهها برای گوشت کشته میشوند. چه چیزی میتواند دلپذیرتر از منظره برههای کوچک پشمالو باشد که با مادرانشان در حال چرا هستند؟ اما حداقل نیمی از برههایی که در بهار در حال جست و خیز میبینید، قبل از پایان سال میمیرند. در طول عمر کوتاه خود، این حیوانات با اعمال دردناکی مانند کوتاه کردن دم یا عقیمسازی بدون داروی مسکن مواجهاند. حتی گوسفندان آزاد در مراتع نیز از بیتوجهی و بیماری رنج میبرند، با لنگی، عفونت و انگل دست و پنجه نرم میکنند و هر زمستان هزاران نفرشان در سرمای سخت جان خود را از دست میدهند.
حیواناتی که برای تولید شیر پرورش داده میشوند
گاوها موجوداتی آرام، باهوش و اجتماعی هستند؛ حیواناتی که در شرایط طبیعی از فرزندان خود با عشق مراقبت میکنند و روابط عمیق و مادامالعمر با همگلهایهایشان شکل میدهند. اما در صنعت لبنی، این حیوانات بهجای زندگی آزاد و طبیعی، در فضاهای فشرده و محدود نگهداری میشوند و روزهای خود را در چرخهای بیپایان از استرس، جدایی و بهرهکشی میگذرانند. گاوهای مادر بارها و بارها بدون رضایت باردار میشوند و هر بار بهسرعت از گوسالهشان جدا میگردند؛ جداییای که برای حیوانی عاطفی و خانوادگی مانند گاو، یکی از دردناکترین تجربههاست.
سوءاستفاده در مزارع لبنی
پشت چهره بهظاهر آرام و سالم صنعت لبنیات، واقعیتی تلخ و تکاندهنده پنهان شده است. در بسیاری از مزارع، گاوها نه بهعنوان موجوداتی زنده و حساس، بلکه بهعنوان ماشینهای تولید شیر در نظر گرفته میشوند. آنها بهطور انتخابی پرورش داده میشوند تا حجمهایی بسیار فراتر از ظرفیت طبیعی بدنشان شیر تولید کنند؛ فشاری که پیامدهای جسمی و روحی زیادی برای آنها دارد.
یکی از دردناکترین بخشهای این چرخه، درست در نخستین روز زندگی گوساله اتفاق میافتد: جدا کردن اجباری مادر و نوزاد که معمولاً ظرف ۲۴ ساعت انجام میشود. این جدایی ناگهانی، رنج و پریشانی عمیقی برای هر دو به همراه دارد. گاوهای مادر اغلب روزها بهطور مداوم ناله و جستوجو میکنند و با صدای بلند گوساله خود را میخوانند؛ رفتاری که نشانگر غم، سردرگمی و دلبستگی عاطفی عمیق است.
زندگی در بسیاری از مزارع لبنی نیز شرایط دشواری دارد. این حیوانات اغلب سالها روی کفهای سخت و سیمانی نگهداری میشوند. برای حفظ تولید بالا، به آنها رژیمهای ناسالم و پروتئینمحور داده میشود که حتی ممکن است شامل بقایای حیوانات دیگر باشد. امروزه یک گاو شیری معمولاً بیش از چهار برابر نیاز واقعی گوسالهاش شیر تولید میکند؛ فشاری غیرطبیعی که اغلب منجر به ورم پستان (ماستیت) میشود — یک التهاب دردناک در پستان که علاوه بر رنج شدید حیوان، باعث افزایش سطح باکتری و چرک در شیر میشود.
چرخه مداوم بارداری، زایمان و تولید بیشازحد، بهتدریج گاوها را فرسوده، بیمار و زمینگیر میکند. هنگامی که دیگر توان تولید شیر با حجم بالا را ندارند، از نظر اقتصادی «غیربهصرفه» تلقی شده و به کشتارگاه فرستاده میشوند؛ پایانی تلخ برای حیوانی که تمام عمرش را در خدمت سیستم تولید سپری کرده است.

بزها و گوسفندان
بزها و گوسفندان نیز همچون گاوها قربانیان فراموششده صنعت لبنیاتاند؛ حیواناتی باهوش و آرام که بارها باردار میشوند و نوزادانشان تنها چند ساعت پس از تولد از آنها جدا میشود. در مزارع فشرده و بدون چرا، بسیاری از بزها تمام عمر خود را در فضاهای بسته و زیر دستگاههای شیردوشی میگذرانند، در حالی که نبود بازار برای گوشت بز باعث میشود بزغالههای نر بلافاصله کشته شوند. دوشیدن مداوم و شرایط غیربهداشتی نیز گوسفندان و بزها را دچار عفونتها و دردهای شدید میکند؛ چرخهای بیرحمانه که رنج این حیوانات آرام را نادیده میگیرد.
ماهیها و حیوانات دریایی
هر سال میلیاردها ماهی و موجود دریایی برای غذا جان خود را از دست میدهند؛ موجوداتی که سیستم عصبی پیشرفته دارند و درد را بهوضوح احساس میکنند. با این وجود، هنگام مرگ هیچگونه مراقبت یا حمایتی دریافت نمیکنند و حتی از حداقل حقوقی که برای حیوانات خشکی در نظر گرفته میشود نیز بیبهرهاند.
دوستان آبزی
ماهیها موجوداتی خاموشاند، اما زندگی درون آب برای آنها سرشار از احساس و آگاهی است. زیر امواج، دنیایی جریان دارد که در آن هر ماهی شخصیت خود را دارد، دوست انتخاب میکند، مسیر زندگی را میآموزد و خطر را بهخوبی تشخیص میدهد. آنها رابطه میسازند، با تماس بدنی محبت نشان میدهند و با فرکانسهایی که گوش ما قادر به شنیدنشان نیست، با یکدیگر صحبت میکنند. با این حال، همین موجودات حساس و باهوش اغلب فقط «منبع غذا» دیده میشوند—در حالی که علم سالهاست ثابت کرده است ماهیها درد را با همان شدت و واقعیتی تجربه میکنند که حیوانات خشکیزی تجربه میکنند. آنها میترسند، رنج میکشند و برای زندگی تلاش میکنند؛ درست مثل همه ما.

صید صنعتی ماهیها
ماهیگیری صنعتی نوعی صید تجاری است که با آسیب شدید به حیوانات همراه است و سالانه نزدیک به یک تریلیون موجود زنده را در سراسر جهان از بین میبرد. کشتیهایی به اندازه زمین فوتبال از ابزارهایی مانند خطوط طولانی و تورهای گوشگیر استفاده میکنند. در روش خطوط طولانی، کشتیها تا ۵۰ مایل نخ را پهن میکنند که هر کدام شامل صدها هزار قلاب طعمهگذاری شده است. تورهای گوشگیر که طول آنها از ۳۰ متر تا هفت مایل متغیر است، دیوارهای بزرگی از تور ایجاد میکنند که ماهیها نمیتوانند آن را ببینند و ناخواسته وارد آن میشوند؛ بسیاری از آنها خفه میشوند یا بر اثر خونریزی میمیرند. قانون کشتار انسانی شامل ماهیها نمیشود، بنابراین روشهای بیشماری از کشتار ظالمانه بسته به صنعت، شرکت و گونه ماهی به کار گرفته میشود.
مرغهای تخمگذار: مادر است، نه ماشین
مرغها حیواناتی اجتماعی هستند که دوست دارند دنبال غذا بگردند، حمام گرد و غبار بگیرند، بنشینند و از خانوادهشان مراقبت کنند. اما مرغهایی که برای تولید تخممرغ پرورش داده میشوند، تمام عمرشان را در قفسهای کوچک و شلوغ میگذرانند، بدون اینکه بتوانند بالهایشان را باز کنند، هوای تازه تنفس کنند یا نور آفتاب را حس کنند. آنها مجبورند هر روز تخم بگذارند تا زمانی که خسته و ضعیف، به کام مرگ فرستاده شوند.
با تصمیم برای نخوردن تخممرغ، میتوانید اولین قدم را در جهت پایان دادن به این رنج بردارید. این ممکن است مهربانترین کاری باشد که تا به حال انجام دادهاید—هم برای خودتان و هم برای این موجودات بیگناه.
این واقعیت زندگی بیشتر مرغها
در صنعت تخممرغ است
برای بیشتر مرغها در صنعت تخممرغ، زندگی چیزی جز یک کابوس واقعی نیست. آنها در قفسهای کوچک سیمی محبوس هستند و به سختی میتوانند حرکت کنند، بالهایشان را باز کنند یا بچرخند. کف سیمی قفس پرهایشان را میریزد، پوستشان را زخمی میکند و پاهایشان را آسیب میزند و درد و ناراحتی دائمی ایجاد میکند. برای جلوگیری از نوکزدن ناشی از استرس و ازدحام شدید، کشاورزان بخشهایی از نوک آنها را با تیغ داغ میبرند، وقتی هنوز چند روزه هستند. این کار بسیار دردناک است و باعث آسیبهای دائمی و مشکل در خوردن و نظافت طبیعی آنها میشود. در سالنهای کثیف و پرجمعیت، بیماریها به سرعت شیوع پیدا میکنند و هوا پر از آمونیاک است. مرغها اغلب از شکستگی استخوان، پوکی استخوان و مشکلات دیگر رنج میبرند. بسیاری از آنها میمیرند و مرغهای زنده مجبورند در کنار اجساد دیگران زندگی کنند.

حیواناتی که برای تولید پوشاک استفاده میشوند.
پوست تن حیوانات لباس ما نیست!
حیوانات متعلق به ما نیستند تا لباس بپوشیم یا وسایلمان را حمل کنند. پیش از رسیدن پوست یا موی آنها به فروشگاهها، حیوانات زندگی پر از درد، رنج، ترس و شکنجه را تجربه میکنند و بسیاری حتی زنده پوستکنده میشوند. هر سال بیش از یک میلیارد حیوان در صنعت چرم و پوست جهان کشته میشوند. صنعت پوستهای عجیب و غریب جان میلیونها مار، تمساح، فک، گورخر و سایر حیوانات را میگیرد. با گسترش پذیرش مد وگان توسط طراحان، انتخابهای مهربانانه هم آسان و هم جذاب شده است.
ادامه مطلب را بخوانید تا با جزئیات بیشتر آشنا شوید.

بسیاری تصور میکنند چرم تنها یک محصول جانبی صنعت گوشت و لبنیات است، اما در واقع یک صنعت چند میلیارد دلاری بیرحمانه و استثمارگرانه است. هر سال بیش از یک میلیارد حیوان در سراسر جهان برای تولید چرم به شکل بیرحمانهای کشته میشوند؛ از گاو و گوساله گرفته تا اسب، بره، بز — و حتی سگها و گربهها.
در حالی که بسیاری از مردم حتی تصور استفاده از خز واقعی را غیرقابلقبول میدانند، باید توجه داشت که چرم نیز از پوست حیواناتی تهیه میشود که بهطور بیرحمانه و صرفاً برای همین هدف کشته میشوند. پیش از آنکه پوست این حیوانات به کمربند، کفش یا کیف تبدیل شود، آنها چرخهای از رنج را در دامداریهای صنعتی پشت سر میگذارند: زندگی در فضاهای فوقالعاده تنگ و آلوده، محرومیت از هرگونه مراقبت، اختهکردن بدون بیحسی، عفونتها و بیماریهای ناشی از ازدحام بالا و در نهایت انتقال به کشتارگاه در شرایطی پر از ترس و استرس. این واقعیت نشان میدهد که چرم تنها یک محصول لوکس نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم رنج و مرگ حیواناتی است که هیچ فرصتی برای یک زندگی طبیعی نداشتهاند.

بسیاری تصور میکنند پرهای نرم زیرین اردکها و غازها (دان) تنها یک محصول جانبی بیضرر از صنعت گوشت است، اما واقعیت کاملاً متفاوت است. دان لایه زیرین و بسیار لطیف پرهاست که زیر پرهای سختتر و بیرونی پرندگان آبزی مانند اردک، غاز و قو قرار دارد؛ لایهای که بهویژه در پرندگان جوان تمام بدنشان را میپوشاند و ظاهر پشمالو و دوستداشتنی آنها را شکل میدهد. این پرهای نرم چه پس از کشتار و چه بارها در دوران زندهبودن پرنده برداشت میشوند. حتی روش بهظاهر ملایمِ جمعآوری نیز برای پرندهها دردناک و همراه با آسیب است.
پرندگان آبزی که پس از مرگ، دان آنها جدا میشود نیز در طول زندگی خود رنجی کمتر از این نمیکشند. آنها در مزارع صنعتی روزهای خود را در فضاهای تنگ و آلوده سپری میکنند، تحت استرس شدید قرار میگیرند، در مسیر حملونقل آزار میبینند و در نهایت با مرگی دردناک در کشتارگاه روبهرو میشوند. حتی اگر فرآیند جداسازی پرها میتوانست انسانی باشد، شرایط زندگی این حیوانات، نحوه نگهداری و نحوه کشتار، نشان میدهد که بیرحمی در تمام مراحل این صنعت وجود دارد.

خز سالها نماد تجمل بوده، اما امروزه با وجود مخالفت گسترده جهانی و وجود صدها جایگزین بدون خشونت، استفاده از آن کاملاً غیرضروری و ظالمانه است. بیشتر خز مورد استفاده صنعت مد (حدود 85 تا 95 درصد) از مزارع پرورش حیوانات بهدست میآید؛ جایی که راسو، روباه و خرگوش در قفسهای کوچک، آلوده و بدون امکان رفتارهای طبیعی محبوس میشوند. این شرایط باعث اضطراب شدید، زخم، عفونت و رفتارهای غیرطبیعی در آنها میشود.
شرایط مرگ آنها نیز همانقدر بیرحمانه است: راسوها معمولاً با گاز و روباهها با برق کشته میشوند؛ روشهایی دردناک که مرگ طولانی و رنجآور برای حیوان رقم میزند. هیچ روش انسانیای برای گرفتن پوست حیواناتی که نمیخواهند بمیرند وجود ندارد. همانطور که روشهای مزارع خز و تلهگذاری در طبیعت نشان میدهد، رفاه حیوانات در این صنعت هیچ جایگاهی ندارد.

ابریشم رشتهای بسیار ظریف، درخشان و مقاوم است که برخی حشرات برای ساخت پیله تولید میکنند. بااینحال، پشت ظاهر لوکس این پارچه، روندی نهفته است که بر پایه بهرهکشی از موجودات زنده شکل گرفته است. در صنعت نساجی، تقریباً تمام ابریشم تجاری از پیلههای کرم ابریشم اهلی بهدست میآید. در مزارع فشرده پرورش کرم ابریشم، این حشرات پس از آنکه با دقت پیله خود را ایجاد میکنند—که در واقع آخرین مرحله زندگی طبیعیشان است—در معرض حرارت یا جوشاندن قرار گرفته و کشته میشوند تا رشتههای پیله بهصورت سالم استخراج شود.
این فرایند همراه با دستکاری ژنتیکی، پرورش انبوه و مرگ اجباری این موجودات کوچک، یادآور این حقیقت است که حتی ظریفترین و بهظاهر بیضررترین محصولات نیز میتوانند پشتوانهای از رنج داشته باشند. چنین رویکردی کاملاً در تضاد با اصول وگان است؛ اصولی که تلاش میکند تا حد امکان هرگونه آسیب، بهرهکشی و استفاده از حیوانات—چه بزرگ و چه کوچک—را کنار بگذارد.

پشم هرگز یک محصول جانبی بیضرر نبوده و بهطور کامل با صنعت پرورش و کشتار گوسفندان گره خورده است. بخش بزرگی از پشم، از برههای ذبحشده یا گوسفندانی به دست میآید که برای تولیدمثل نگهداری میشوند. این حیوانات تا زمانی نگه داشته میشوند که هنوز توان تولید بره یا پشم باکیفیت داشته باشند؛ اما بهمحض افت کیفیت پشم یا کاهش توان باروری، همانند سایر دامها برای گوشت ارزانقیمت کشته میشوند. بنابراین جداسازی صنعت گوشت و پشم، در عمل وجود ندارد و هر دو بخشی از یک چرخه واحد بهرهکشی حیوانات هستند.
فرآیند پشمچینی معمولاً با خشونت همراه است؛ حیوان را به اجبار بر زمین ثابت نگه میدارند و سرعت بالای کار برای افزایش سود، اغلب باعث ایجاد بریدگی و جراحت در بدن گوسفند میشود. نبود قوانین حمایتی، استفاده از افراد کمتجربه و قطع آب و غذا پیش از پشمچینی، رنج حیوانات را تشدید میکند. در برخی موارد نیز بهمنظور پاسخ به تقاضای بازار، گوسفندان در فصل زمستان پشمچینی میشوند و در معرض سرمای شدید و بیماری قرار میگیرند.

حیواناتی که برای آزمایش استفاده میشوند
حیوانات مال ما نیستند که روی آنها آزمایش کنیم. آزمایش روی حیوانات، یک روش کهنه، منسوخ و غیرانسانیست.
آنها همانند ما درد و ترس را احساس میکنند و غریزهای نیرومند برای آزادی و حفظ جان خود دارند. بسیاری از آنها در آزمایشگاهها در قفسهای کوچک زندانی میشوند و بهطور قانونی تحت شدیدترین و دردناکترین روشهای آزمایشی قرار میگیرند—از محرومیت از غذا و آب گرفته تا ایجاد آسیبهای مغزی، تزریق بیماری، سوزاندن، گازگرفتگی، شوک الکتریکی و در نهایت کشتن.
ادامه مطلب را بخوانید تا با جزئیات بیشتر آشنا شوید.
آزمایش محصولات آرایشی
هیچ توجیهی برای آزار و کشتن حیوانات بهخاطر تولید لوازم آرایشی، صابون یا محصولات بهداشتی وجود ندارد. با اینکه بسیاری از کشورها این آزمایشهای بیرحمانه را کنار گذاشتهاند و روشهای ایمن و انسانیتری را جایگزین کردهاند، هنوز هم در بخشهایی از صنعت زیبایی حیوانات قربانی بیگناه آزمایشها هستند. در این روند، محصولات روی پوست حیوانات مالیده میشود تا واکنش حساسیتی سنجیده شود، یا مواد شیمیایی مستقیماً در چشمان خرگوشهای بیدفاع ریخته میشود؛ آزمایشی دردناک که هفتهها خونریزی، ورم و آسیب دائمی به دنبال دارد و در نهایت اغلب به مرگ حیوان ختم میشود. برخی شرکتها حتی از آزمونهای مرگباری مانند LD50 استفاده میکنند که در آن حیوانات تا رسیدن نیمی از جمعیت به مرگ، مجبور به بلعیدن یا استنشاق دوزهای افزاینده مواد شیمیایی میشوند. با وجود گذشت نزدیک به یک قرن، این شیوهها همچنان در صنعت رایجاند، در حالی که روشهای علمی، دقیق و کاملاً انسانی برای جایگزینی آنها وجود دارد.

آزمایش مواد شیمیایی
شرکتها هنوز از آزمایشهای دردناک و مرگبار روی حیوانات برای سنجش ایمنی مواد شیمیایی استفاده میکنند. در این روند، موشها و رتها ماهها هر روز مجبور به بلعیدن حجم زیادی از مواد شیمیایی میشوند، و در آزمایشهای سمیت تولیدمثل، مواد به حیوانات باردار خورانده میشود تا اثرات آن بر نوزادان سنجیده شود—گاهی تا ۲۵۰۰ حیوان فقط برای یک ماده قربانی میشود. در این آزمایشها حیوانات بدون هیچگونه مسکن، مجبور به خوردن، استنشاق یا تزریق مواد سمی میشوند و با استفراغ، تشنج، خونریزی داخلی، آسیب اندامها و مرگ روبهرو هستند. بازماندگان نیز در پایان کار کشته و کالبدشکافی میشوند. این روشها علاوه بر بیرحمانه بودن، کند، پرهزینه و غیرقابل اعتماد هستند. با این حال، طی ۳۰ سال گذشته پیشرفتهای بزرگی در توسعه روشهای ایمن و بدون حیوان صورت گرفته است که میتوانند بسیاری از این آزمایشها را بهطور کامل یا جزئی جایگزین کنند—راهکاری انسانیتر، علمیتر و آیندهنگر.

آزمایشهای پزشکی
هر سال میلیونها حیوان در آزمایشگاهها تحت روشهای دردناک و ترسناک قرار میگیرند. موشها و ماهیها بیشترین قربانیاناند، اما خرگوشها، سگها، گربهها، میمونها و حتی مرغها نیز رنج میکشند و در قفسهای بسته با مسمومسازی، بریدن اعضا، نابینا کردن، برقدادن یا آلودهسازی به بیماریهای مرگبار مواجه میشوند. قوانین موجود نیز بههیچوجه سختگیرانه نیستند و تقریباً هر اقدامی را—به شرط پر کردن فرمهای مناسب—مجاز میشمارند. بسیاری از کارهایی که در آزمایشگاهها روی حیوانات انجام میشود، اگر در هر محیط دیگری اتفاق بیفتد، نقض آشکار قوانین حمایت از حیوانات است؛ تناقضی عمیق و تکاندهنده، زیرا حیوانات در آزمایشگاه به همان اندازه رنج میکشند که در هر شرایط خشونتآمیز دیگر. گرچه ابعاد واقعی این آزار گسترده هنوز پنهان است، اما تحقیقات مخفیانه هر از گاهی پردهای از این رنج جانکاه را کنار میزند و تصویری تکاندهنده از آنچه پشت درهای بسته دانشگاهها، شرکتهای دارویی و مؤسسات تحقیقاتی رخ میدهد به جهان نشان میدهد.


حیوانات همراه
هر حیوانی شایسته زندگی در محیطی امن، با محبت و پایدار است.
با این حال، در حالی که برخی حیوانات خانگی در کنار خانوادههایی دلسوز، از محبت، توجه و مراقبتهای بهداشتی برخوردارند، میلیونها حیوان دیگر هر روز در خیابانها و محیطهای ناامن دست و پنجه نرم میکنند. بسیاری هرگز لمس محبت انسان را تجربه نمیکنند، برخی از سرپرستان بیمسئولیت رنج میکشند و برخی دیگر قربانی بیتوجهی یا ظلم عمدی میشوند. این واقعیت نشان میدهد که هنوز مسیر طولانی برای تضمین زندگی شایسته برای همه حیوانات باقی مانده است.
ادامه مطلب را بخوانید تا با جزئیات بیشتر آشنا شوید.
توقف چرخهی خشونت
هر روز میلیونها حیوان از جمله گربهها، سگها و دیگر موجودات بیدفاع، تحت آزار و خشونت افرادی قرار میگیرند که قرار بود از آنها محافظت کنند. بسیاری از این حیوانات با خشونت جسمی، سوءاستفاده عاطفی، محرومیت از مراقبتهای ضروری و غفلت تهدیدکننده زندگی دست و پنجه نرم میکنند و بسیاری نیز جان خود را در این شرایط از دست میدهند. این رنجها نه تنها غیرقابل توجیه است، بلکه بازتابی از بیتوجهی و سوءاستفاده انسانها از قدرت خود بر موجودات ضعیفتر است.
افرادی که حیوانات را آزار میدهند ترسو هستند و مشکلات و خشم خود را بر بیپناهترین موجودات خالی میکنند. پژوهشهای روانشناسی و جرمشناسی نشان داده است که خشونت علیه حیوانات میتواند به رفتارهای خشونتآمیز علیه انسانها نیز سرایت کند؛ پدیدهای که به «ارتباط خشونت» معروف است و تأکیدی بر ضرورت رسیدگی جدی به این موارد دارد. برخورد قانونی جدی، پیگرد و مجازات آزاردهندگان حیوانات، نه تنها برای حفاظت از حیوانات بلکه برای امنیت جامعه ضروری است. هر حیوانی حق دارد در محیطی امن، با احترام و بدون ترس زندگی کند، و وظیفه ماست که صدای آنها باشیم و از حقوقشان دفاع کنیم.

چرا یکی را دوست داشته باشیم
اما دیگری را بخوریم؟
مهربانی، مرز ندارد، گیاهخواری را انتخاب کن.
همهی حیوانات موجوداتی ذیشعور و حساساند؛ احساس درد، عشق و وابستگی را درک میکنند و زندگی عاطفی و اجتماعی پیچیدهای دارند. با این حال، انسانها برخی را در آغوش میگیرند و برخی دیگر را به عنوان غذا میبینند. شاید زمان آن رسیده باشد که در این نگاه تجدید نظر کنیم و مهربانی را تنها به یک گونه محدود نکنیم. پایان دادن به گونهپرستی، گامی است بهسوی جهانی عادلانهتر و آگاهتر. گیاهخواری یعنی انتخاب عشق، آگاهی و احترام به همهی زندگیها.


